وی ادامه داد: در این مدت حتی یک بار هم نپرسیدند که ما میخواهیم تیم بدهیم یا نه؟ مشکلی وجود دارد و یا چه کمکی میتوانند انجام دهند؟ تمام این ارتباط تنها از طرف باشگاه لوله پاسارگاد بوده، البته از هر 10 تماس و نامه یکی را جواب میدادند که آن هم به دلیل فشارهای فدراسیون یا اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان بود. از سوی دیگر سه ماه پیش از شروع لیگ برتر به هیات بدمینتون اصفهان نامه نوشتیم که میخواهیم که در لیگ برتر حضور داشته باشیم و به سالنی برای سانس تمرین احتیاج داریم چرا که تنها حضور مهم نیست بلکه نحوه اجرا از اهمیت بیشتری برخوردار است و نمیخواهیم در لیگ برتر زنگ تفریح تیمهای مقابل باشیم اما متاسفانه هیچ سانس تمرینی را به ما اعلام نکردند. صالحی با بیان این که هدف حضور لوله پاسارگاد در لیگ برتر تنها احیای بدمینتون بود، تصریح کرد: چند سالی است بدمینتون اصفهان به حاشیه رفته و فاصلهی برادران کرمی با سایر بدمینتون بازان اصفهان زیاد شده و ما تصمیم داشتیم این خلاء را پر کرده و بستری را فراهم کنیم که بازیکنان اصفهانی در مسابقهها حضور داشته باشند اما متاسفانه خود متولی بدمینتون اصفهان هیچ برنامهای ندارد و با اهالی فدراسیون نیز هرچه تماس گرفتیم به یک تلفن بسنده کردند و پیگیر این موضوع نشدند. وی افزود: بنابراین با برگزاری جلسهای با مدیرعامل تیم، در نهایت به این نتیجه رسیدیم که انصراف بدهیم بهتر است. زمانی که در مقابل هزینه، وقت و نیروی خود بیاحترامی و بیتوجهی میبینیم چرا باید به تیمداری خود ادامه دهیم. مجموعه لوله پاسارگاد برای این تیم خیلی زحمت کشیده و این تیم را از دسته دو مرحله به مرحله بالا آوردیم و روزهای سختی را نیز پشت سر گذاشتیم. به نظر من خیلی پوست کلفت بودیم که تا الان نیز در لیگ باقی ماندهایم. مربی تیم لوله پاسارگاد اصفهان با اشاره به نبود برنامهریزی مناسب برای برگزاری لیگ برتر، بیان کرد: این دوره از لیگ برتر اصلا پویا نیست چرا که به جز تیم گاز تهران، سایر تیمها از امکانات مالی و شرایط تیمداری به دور هستند و تنها شرکت کردهاند در حالی که تا لیگ پویایی نداشته باشیم، تیم ملی موفق نخواهد شد. از سوی دیگر تیمها تنها دو سه سال در لیگ برتر حضور دارند پس از آن کنار میکشند چرا که شرایط لازم برای فعالیت را نمیبینند. در واقع ما موفق نشدهایم شرایطی را برای جذب اسپانسر فراهم کنیم. صالحی در پایان تصریح کرد: در بدمینتون هر روز تغییر سیستم و برنامه را شاهد هستیم. به نوعی برنامهها آزمون و خطا شده که سرانجام آن صرف هزینه و از دست دادن سرمایهها است. من از محدودیتها و کمبودهیای فدراسیون مطلع هستم، همچنین شک ندارم که مسئولان فدراسیون بهترینها را خواستار هستند اما به نظر من یک مدیر خوب کسی است که بتواند از عوامل و شرایط موجود بهترین بهرهوری را داشته باشد